تبليغاتX
علي مظلومترين مرد تاريخ قال رسول الله صلی الله علیه و آله: « یاعلی! کذب من زعم انه یحبنی و هو یبغضک یاعلی! دروغ می گوید کسی که گمان می کند مرا دوست دارد در حالی که بغض تو را در دل دارد. بحارالانوار ج39 /269
آیا نقد صحابه مساوی با کفر است؟ 

یکی از مسائلی که تندروهای وهابی بر آن تاکید میکنند این است که چون شیعه، صحابه را قابل نقد میدانند و اعمال آنها را نقد میکنند پس کافر هستند ؛ اما خوب بود این اشخاص قبل از کافر دانستن شیعه ها به کتب صحیح اهل سنت نگاهی می انداختند:

در صحيح بخارى و مسلم از قول رسول اكرم صلى الله عليه و اله و سلم آمده اگر از رهبر اسلامى كار نا خوشايند هم ديديد بايد تحمل كنيد و صبر پيشه نماييد زيرا هر كس از گروه مسلمين به اندازه يك وجب هم جدا شود مرگ او همانند مرگ جاهليت است صحيح البخاري: 8 / 87، أوّل كتاب الفتن، صحيح مسلم: 6 / 21، كتاب الإمارة، باب الأمر بلزوم الجماعة عند ظهور الفتن .

و در مسند احمد بن حنبل و صحيح ترمذى آمده: يك وجب از توده مردم جدا شدن موجب خروج از دين اسلام استمسند أحمد: 5 / 180، سنن أبي داود: 2 / 426، سنن الترمذي: 4 / 226،

طبرانى و هيثمى از رسول گرامى صلى الله عليه و اله و سلم نقل كرده‏اند: اگر كسى به مقدار بند كمان از جماعت جدا شود نماز و روزه او مورد قبول نيست و بدن او هيزم جهنم خواهد بودالمعجم الكبير: 3 / 302، مجمع الزوائد: 5 / 217

حال سوال این است:

با توجه به اين روايات، تكليف كسانى كه در برابر على بن ابي طالب عليه السلام كه بعد از قتل عثمان بعنوان حاكم رسمى جامعه اسلامى بود، قيام كردند چه مى‏شود؟

البته اگر در جواب این سوال گفته شود که آنها در اين خلاف بزرگ كه باعث كشته شدن هزاران مسلمان شدند، اجتهاد كردند و خطا كردند، در این صورت ديگر خطاكارى در عالم يافت نخواهد شد؛ چون هر كس كار خلافى مى‏كند، قطعاً براى خود توجيه وتأويلى دارد؟

اين مطلب را براي جوانان اهل سنت نوشتم كه احيانا فريب تبليغ وهابيت

را نخورند و با كوچكترين بهانه اي شيعه را كافر نشمارند

 

|+|
نوشته شده توسط سيد هاشم در یکشنبه بیست و پنجم شهریور 1386 و ساعت
توهین به صحابه!!! 

ابن ابي شيبه يكي از بزرگترين مورخين متقدم اهل سنت است او را بسيار ستوده اند از جمله علامه ذهبي، رجالي بزرگ سني، ابن ابي شيبه را شخصيتي عديم النظير مي داند، يعني معتقد است كه ابن ابي شيبه مثل و مانندي ندارد.

او در كتاب مصنف خود(ج7 ص484) از عايشه  چنين نقل ميكند:

عايشه ميگويد: جنيان سه روز پيش از كشته شدن عمر بر او گريستند و چنين سرودند. آنگاه سه بيت شعر در مرثيه عمر از قول جنيان بيان ميكند كه بيت دوم آن اين است:

جزي الله خيرا من امير و باركت          يدالله في ذاك الاديم الممزق

يعني: خداوند به امير(عمر بن الخطاب) جزاي خير دهد و دست خدا در آن شكم پاره پاره شده مبارك باشد.

(اين مضمون در كتابهاي ديگر اهل سنت همچون فتح الباري ابن حجر، طبقات كبري ابن سعد و تاريخ ابن عساكر و .... نيز آمده است.)

حال سوال اين است:

آيا شكم عمر را دست خدا پاره كرد؟ آيا اين كلام، توهين به خليفه دوم نيست؟

اگراين سخن، سب خليفه هست چرا كسي به ابن ابي شيبه يا عايشه يا عروه بن زبير اعتراض نميكند و آنان را كافر نميشمارد؟

اين مطلب را براي جوانان اهل سنت نوشتم كه احيانا فريب تبليغ وهابيت

را نخورند و با كوچكترين بهانه اي شيعه را كافر نشمارند

|+|
نوشته شده توسط سيد هاشم در شنبه هفدهم شهریور 1386 و ساعت