تبليغاتX
علی مظلومترين مرد تاريخ قال رسول الله صلی الله علیه و آله: « یاعلی! کذب من زعم انه یحبنی و هو یبغضک یاعلی! دروغ می گوید کسی که گمان می کند مرا دوست دارد در حالی که بغض تو را در دل دارد. بحارالانوار ج39 /269
اقرار!! 

ابن ابی الحدید، دانشمند سنی مذهب و شارح نهج البلاغه در توصیف امیرالمؤمنین می‌نویسد:

چه گویم درباره مردی كه حتی دشمنان و ستیزگران با او هم،

                                        سر به آستان فضائلش فرود آورده‌اند

                                              و انكار مناقب و كتمان فضائل او را تاب نیاوردند،

 (سپس با اشاره به مطالب قبلی خود ادامه می‌دهد)

و تو دانستی كه بنی‌امیه (و به ویژه معاویه)

            چون به حكومت اسلامی در شرق و غرب زمین چیره شدند،

                      به هر نیرنگی در خاموش كردن نور علی بن ابی طالب كوشیدند

                                                                و حقایق را بر علیه او تحریف كردند،

عیب‌هایی برای او جعل و بر روی منابر لعنش كردند،

                                           مدح‌گویان او را تهدید كردند،

                                                                      به حبس كشیدند،

                                                                                             كشتند

و از نقل روایاتی كه حاوی فضائل و مایه بلند آوازگی او می‌شد جلوگیری نمودند،

تا آنجا كه اجازه نمی‌دادند نام او بر كسی نهاده شود،

                    اما این حیله‌ها جز بر والایی و سرافرازی او نیفزود،

                      همچون مُشك كه هر چه بر آن سرپوش نهند، بویش بپیچد

                                  و چنان خورشید كه چهره‌اش با كف دستی پوشیده نگردد

و چون روز روشن كه اگر چشم بر آن ببندی، دیدگان بسیاری آن را می‌بیند.

(شرح نهج البلاغه، 1/17)

|+|
نوشته شده توسط سيد هاشم در یکشنبه بیست و ششم مهر 1388 و ساعت
 

شهادت امام صادق تسلیت باد.

|+|
نوشته شده توسط سيد هاشم در سه شنبه بیست و یکم مهر 1388 و ساعت
چرا به امیرالمومنین علی علیه السلام قسیم النار و الجنه می گویند؟ 

در روایاتی که در کتب شیعه و سنی امده از پیامبر و امیرالمومنین علیهما السلام نقل شده است که : امیرالمومنین علی علیه السلام قسیم النار و الجنه هستند.

 

برای جواب به این سوال که چرا این لقب را به امیرالمومنین علیه السلام داده اند باید به سراغ روایات برویم:

  از مفضل بن عمر نقل شده است که گفت به امام صادق عليه السلام عرض کردم به چه علت اميرالمومنين علي بن ابي طالب قسيم الجنه و النار گفته شده است ؟ حضرت فرمودند : به خاطر اينکه دوست داشتن او ايمان و دشمن داشتن او کفر است ، و همانا بهشت براي اهل ايمان آفريده شده است و  نار براي اهل کفر خلق شده است بنابر اين حضرت علي عليه السلام به اين علت قسيم الجنه و النار است بنابر اين در بهشت وارد نمي شود مگر اهل محبت و دوستي با او و وارد آتش نمي شود مگر اهل دشمني با او .

علل الشرايع ج 1 ص 162

 

همچنين در روايت ديگري از امام رضا عليه السلام آمده است :

 ابا صلت هروي نقل کرده است که روزي مامون به امام رضا عليه السلام گفت : يا اباالحسن ما را از پدرت اميرالمومنين آگاه ساز که به چه علت قسيم الجنه و النار خوانده شده است و اين به چه معنا است که اين مطلب فکر مرا مشغول ساخته است پس امام رضا عليه السلام به او فرمودند اي مامون آيا تو از پدرت و او از پدرانش از ابن عباس از رسول خدا صلي الله عليه و آله و سلم نقل نکرديد که گفت از رسول خدا شنيدم مي فرمايند: حب علي ايمان و دشمني با علي کفر است ؟ پس مامون پاسخ داد آري پس حضرت فرمودند : پس تقسيم مي کند بهشت و دوزخ را زماني که ايمان و کفر بر اساس حب و بغض او باشد پس بنابر اين او قسيم الجنه و النار است.

عيون اخبار الرضا ج 1 ص 92.

|+|
نوشته شده توسط سيد هاشم در شنبه بیست و یکم شهریور 1388 و ساعت
آیا نقد صحابه مساوی با کفر است؟ 

یکی از مسائلی که تندروهای وهابی بر آن تاکید میکنند این است که چون شیعه، صحابه را قابل نقد میدانند و اعمال آنها را نقد میکنند پس کافر هستند ؛ اما خوب بود این اشخاص قبل از کافر دانستن شیعه ها به کتب صحیح اهل سنت نگاهی می انداختند:

در صحيح بخارى و مسلم از قول رسول اكرم صلى الله عليه و اله و سلم آمده اگر از رهبر اسلامى كار نا خوشايند هم ديديد بايد تحمل كنيد و صبر پيشه نماييد زيرا هر كس از گروه مسلمين به اندازه يك وجب هم جدا شود مرگ او همانند مرگ جاهليت است صحيح البخاري: 8 / 87، أوّل كتاب الفتن، صحيح مسلم: 6 / 21، كتاب الإمارة، باب الأمر بلزوم الجماعة عند ظهور الفتن .

و در مسند احمد بن حنبل و صحيح ترمذى آمده: يك وجب از توده مردم جدا شدن موجب خروج از دين اسلام استمسند أحمد: 5 / 180، سنن أبي داود: 2 / 426، سنن الترمذي: 4 / 226،

طبرانى و هيثمى از رسول گرامى صلى الله عليه و اله و سلم نقل كرده‏اند: اگر كسى به مقدار بند كمان از جماعت جدا شود نماز و روزه او مورد قبول نيست و بدن او هيزم جهنم خواهد بودالمعجم الكبير: 3 / 302، مجمع الزوائد: 5 / 217

حال سوال این است:

با توجه به اين روايات، تكليف كسانى كه در برابر على بن ابي طالب عليه السلام كه بعد از قتل عثمان بعنوان حاكم رسمى جامعه اسلامى بود، قيام كردند چه مى‏شود؟

البته اگر در جواب این سوال گفته شود که آنها در اين خلاف بزرگ كه باعث كشته شدن هزاران مسلمان شدند، اجتهاد كردند و خطا كردند، در این صورت ديگر خطاكارى در عالم يافت نخواهد شد؛ چون هر كس كار خلافى مى‏كند، قطعاً براى خود توجيه وتأويلى دارد؟

اين مطلب را براي جوانان اهل سنت نوشتم كه احيانا فريب تبليغ وهابيت

را نخورند و با كوچكترين بهانه اي شيعه را كافر نشمارند

 

|+|
نوشته شده توسط سيد هاشم در سه شنبه سی ام تیر 1388 و ساعت
لحظات وداع حضرت زهرا سلام الله علیها 

در منابع شیعه و سنی در زمینه شهادت حضرت زهرا علیهاالسلام مطالبی اعم از تاریخی و روایی ذکر شده است که در این مطلب اجمالا به آن می‌پردازیم.

سلیم بن قیس می‌گوید:

از ابن‌عباس شنیدم كه می‌گفت: چون بیماری حضرت فاطمه علیهاالسلام شدید شد، علی‌علیه السلام را طلبید و فرمود:

"وصیت می‌كنم تابوت مرا چنانچه ملائكه برای من وصف كردند، بسازی، و نگذاری احدی از دشمنان خدا در[تشییعٍ] جنازه من حاضر شوند...

پس همان روز فاطمه علیهاالسلام از دنیا رحلت كرد. از صدای گریه، مدینه به لرزه در آمد و مردم را دهشتی روی داد مانند روز وفات حضرت رسالت صلی الله علیه و آله و سلم."

پس ابوبكر و عمر به تعزیه حضرت علی علیه السلام آمدند و گفتند:

تا ما حاضر نشویم بر دختر رسول خدا نماز نگزار.


چون شب رسید، حضرت علی علیه السلام، عباس و فضل پسر او و مقداد و سلمان و ابوذر و عمّار را طلبید و بر جنازه حضرت فاطمه علیهاالسلام نماز گزارد و او را دفن نمود. چون صبح شد، مقداد به ابوبكر و عمر گفت:

ما دیشب فاطمه را دفن كردیم. عمر به ابوبكر گفت: نگفتیم چنین خواهند كرد؟ عباس گفت: فاطمه خود چنین وصیت كرده بود كه شما بر او نماز نخوانید.

عمر گفت: شما كینه قدیم خود را هرگز ترك نمی‌كنید، والله كه می‌روم او را از قبر در آورم و بر او نماز می‌كنم. امیرالمؤمنین علی علیه السلام فرمود: به خدا سوگند اگر این کار را انجام دهی، شمشیر خود را از غلاف بكشم و در نیام نكنم تا تو را و جماعت بسیاری را به قتل رسانم. بعد از این، ایشان توطئه كردند كه علی علیه السلام را به قتل رسانند و گفتند: تا او را نكشیم ما به اهداف خود نمی‌رسیم. ابوبكر گفت: چه كسی این جرأت را می‌كند؟ عمر گفت: خالد بن ولید. پس او را طلبیدند و گفتند: می‌خواهیم تو را بر امر عظیمی بگماریم.

گفت: مرا بر هر کاری می‌خواهید بگمارید، اگرچه بر كشتن علی باشد. گفتند: از برای همین تو را طلبیدیم. خالد گفت: چه وقت او را به قتل برسانم؟ ابوبكر گفت: در وقت نماز در پهلوی او بایست، چون سلام نماز گوید گردن او را بزن. چون در آن وقت، اسماء بنت عمیس كه پیشتر همسر جعفر طیّار بود در خانه ابوبكر زندگی می‌كرد. بر توطئه ایشان مطلع شد، كنیزك خود را گفت: برو به خانه علی و فاطمه علیهاالسلام به دور خانه ایشان بگرد و این آیه را بخوان. " وَ جاءَ رَجُلُ مِن اَقصَا المَدینَةِ یَسعَی قَالَ یا مُوسَی اِنَّ المَلاَ یَاتَمِروُنَ بِکَ لِیَقتُلوکَ فَاخرُج اِنّی لَکَ مِنَ النّاصِحِین."(سوره قصص؛ آیه 20) چون كنیزك آمد و این آیه را خواند، علی علیه السلام فرمود: به خاتون خود بگو: خدا تو را رحمت كند، ایشان قدرت آن ندارند، اگر ایشان مرا بكشند چه كسی با ناكثان و قاسطان و مارقان قتال خواهد كرد. پس حضرت وضو ساخت و به مسجد رفت و مشغول نماز شد.

خالد بن ولید آمد و در پهلوی آن حضرت ایستاد، پس ابوبكر در اثنای نمازش پشیمان شد، ترسید كه اگر علی علیه السلام شمشیر بكشد؛ اول او را بكشد، پس تشهدش را بسیار طول داد تا آن كه نزدیك شد تا آفتاب در آید، زیرا می‌ترسید كه اگر سلام بگوید خالد به گفته او عمل كند و فتنه‌ای بر پا شود، پس پیش از سلام نمازش گفت: ای خالد! مكن آنچه را گفته بودم، اگر بكنی تو را خواهم كشت. و این فتنه دفع شد.

(كتاب سلیم بن قیس؛ ص 255/ احتجاج؛1/240)

|+|
نوشته شده توسط سيد هاشم در یکشنبه سوم خرداد 1388 و ساعت
تادیب ابوحنیفه بوسیله بهلول! 
شاید این داستان رو بیشتر رفقا شنیده باشید اما باز هم خالی از لطف نیست.(نکته های خوبی داره)

روزی ابوحنيفه (رئيس مذهب حَنَفي) در درس خود گفت: «جعفر بن محمّد (امام صادق ـ عليه السّلام ـ) سه مطلب را گفته، ولي من هيچ‌كدام از آن‌ها را قبول ندارم و آن‌ها را نمي‌پسندم، و آن سه مطلب اين است:
1ـ «شيطان به وسيلة آتش، عذاب خواهد شد، و اين درست نيست زيرا شيطان از آتش آفريده شده، و چيزي كه از سنخ آتش است به وسيلة آتش، اذّيت نمي‌شود.
2ـ «خدا ديده نمي‌شود»، با اين‌كه هر چيز موجودي، به‌ناچار قابل ديدن است.
3ـ «كارهائي كه بندگان انجام مي‌دهند خودشان با اختيار خود، آن‌ها را انجام مي‌دهند»، با اين‌كه آيات و روايات برخلاف اين قول است و كارهاي بندگان را به خدا نسبت مي‌دهند (ما در كارها مجبوريم نه مختار).
بهلول كلوخي از زمين برداشت و بر پيشاني ابوحنيفه زد، ابوحنيفه در مورد بهلول، نزد هارون شكايت كرد، هارون دستور داد بهلول را حاضر كردند و او را سرزنش نمود.
بهلول در آن مجلس، به ابوحنيفه گفت: «1ـ درد جاي كلوخ را كه ادّعا مي‌كني به من نشان بده كه بنگرم و اگر نشان ندهي پس در عقيدة خود كه مي‌گوئي هر چيز موجودي، ديدني است، خطا مي‌كني، 2ـ تو مي‌گوئي جنس موجب آزار جنس نخواهد شد، تو از خاك آفريده شده‌اي بنابراين نبايد كلوخي كه از خاك است، به تو آسيب رسانده باشد. 3ـ وانگهي من گناه نكرده‌ام، چرا كه به عقيدة تو كارهائي كه از بنده سر مي‌زند، فاعل آن خدا است، بنابراين خدا تو را زده است نه من!!».
ابوحنيفه ساكت شد و در حالي كه شرمنده شده بود، از مجلس برخاست و فهميد كه ضربة بهلول به‌خاطر پاسخ به عقائد بي‌اساس او بوده است.

|+|
نوشته شده توسط سيد هاشم در جمعه دوم اسفند 1387 و ساعت
عرض تسلیت 

:::... انّا لله و انّا اليه راجعون ....:::


دوست گرامي جناب آقاي «محمود مرتضوي»  

با نهايت تاثر و تاسف ، درگذشت پدر گرامي تان

مرحوم آقاي «حاج ميرزا عباس مرتضوي»

را که در روز اربعين حسيني و در جوار بارگاه حضرت ثامن الائمه «عليه السلام» به ديار امن و ملکوت اعلي پيوستند،  به شما و ديگر وابستگان  تسليت عرض نموده،  علوّ درجات و رضوان الهي را براي آن سفر کرده آرزومنديم.

إن شاء الله ايشان به صاحب اين ماه شريف پيوسته و از کوثر ولايت نبوي با دستان علوي، جرعه بهشتي مي نوشند.

از خداوند متعال صبر جميل و اجر جزيل براي شما و خانواده محترمتان خواستاريم.

عرض تسليت ما را از صميم قلب پذيرا باشيد و ما را در غم خود شريک بدانيد.

 

|+|
نوشته شده توسط سيد هاشم در چهارشنبه سی ام بهمن 1387 و ساعت
امام حسین علیه السلام و هلاکت نفس! 

یکی از سوالاتی که به مناسبت این ایام بیشتر از زمان های دیگر مطرح می شود این است که انسان نبايد با دست خود، خود را به هلاكت افكند، و کار امام حسین علیه السلام با توجه به اینکه می دانستند شهید می شوند، ولی در عین حال با یاران خود به سوی این جنگ نابرابر می روند بر خلاف آیه «وَ لاتُلْقُوا بِاَيْدِيكُمْ اِلَي التَّهْلُكَةِ » می باشد؟

جواب این سوال خیلی پیجیده نیست البته با رعایت این نکته که در خانه اگر کس است یک حرف بس  است

معني «هلاكت»، خطري است كه موجب بدبختي و سقوط گردد، ولي اگر اقدام به كاری (که در نگاه اولیه بیهوده به نظر می رسد) موجب سعادت يك جامعه باشد، خود سعادت است نه بدبختي و سقوط

مثال: اگر كشاورزي يك خروار برنج را با آن همه قيمت گران، به زمين مي‌پاشد و كشت مي‌كند، آیا می توان او را سرزنش کرد که چرا با دست خود مال خود را آتش می زند؟ این سوال بیهود است چرا که می دانیم در برابر این کار(که در نگاه اول کاملا بیهوده به نظر می رسد)، هفتاد برابر محصول برداشت خواهد کرد

حال سوال دومی مطرح می شود که عزیزان می دانند که آن سوال یعنی اعتراف به حل این سوال!(این جمله هم برای نکته سنجا نوشتم) ا

|+|
نوشته شده توسط سيد هاشم در سه شنبه پانزدهم بهمن 1387 و ساعت
یک بام و چندین هوا! 

ابن ماجه در کتاب خود به نقل از عبدالله بن عمر نقل می کند: قال رسول الله صلی الله علیه و آله و سلم الحسن و الحسین سیدا شباب اهل الجنه  و ابوهما خیر منهما»

ابن اثير در کتاب خود ميگويد : "وقتى امام حسين (علیه السلام) به شهادت رسيد عمر بن سعد عـده اى را فرمان داد کـه سـوار بـر اسبها شوند و بدن امام حسين را پامال کنند " .

    العجلی در کتاب معرفة الثقات ميگوید : " عمر بن سعد بن ابى وقاص مدنى،ثقه و مورد اطمينان است،او از پدرش احاديثى نقل ميکند و مردم از او نقل ميکنند و او کسى است که امام حسين را بقتل رسانيد " .

   البته صاحب کتاب در دنباله می گوید: "او امير لشکر بود و مباشر قتل نبود " . (البته ایشان مشخص نکرده پس مراد از جمله قبلی در کتاب خودش چیست؟!)

  ابن حجر در تقريب التهذيب مينويسد : "عمر بن سعد بن ابى وقاص  ساکن کوفه و صدوق (بسيار راستگو ) بود  ، اما او را بخاطر امير بودنش بر سپاهى که با حسين جنگيد سرزنش کردند "     .

    مزى در رابطه با او مى گوید: " ابن سعد کسى است که امام حسين را به قتل رسانيـد و  او  تابعى و مورد اطمينان و وثوق است " .

وای که چه بلبشویی است!

توهین به یکی از صحابه (به زعم وهابیت) موجب کفر شیعه می شود، و قتل یک صحابی آن هم فرزند رسول خدا صلی الله علیه و آله نه تنها موجب کفر قاتل نمی شود بلکه قاتل صدوق و مورد وثوق و مورد اطمینان نیز هست!!!

 

|+|
نوشته شده توسط سيد هاشم در چهارشنبه دوم بهمن 1387 و ساعت
امام حسین علیه السلام الگوی دیگران در تمامی حالات 

سوال: چرا امام حسین علیه السلام با آن که می توانست با یک حرکت آب از زمین جاری کند، این کار را  نکرد و آنقدر بی آبی کشید؟

جواب: چون امام(علیه‌السلام) الگوی دیگران در تبلیغ و ترویج دین است. اگر قرار باشد او در مواجهه با مشکلات، از قدرت غیرعادی استفاده کند و موانع را از سر راه بردارد. دیگر نمی‌تواند الگوی دیگران باشد و نمی‌تواند به دیگران بگوید: برای حفظ اسلام، از مرگ، تشنگی، زندان، گرسنگی، شکنجه، اسارت و … نترسید؛ زیرا امّت خواهند گفت: چرا خودت ترسیدی و با قدرت غیر عادی، این موانع را از راه خود برداشتی؟

حضرت آیت الله جوادی آملی، ادب فنای مقربان، ج۲، ص۲۳۰ منبع:   http://esramag.net 

|+|
نوشته شده توسط سيد هاشم در چهارشنبه یازدهم دی 1387 و ساعت
... و عاشورا پدید آمد 

 

اگر مردم، زندانى جهل خويش نبودند، على را به زندان انزوا تاب نمى‌آوردند و بالعكس اگر موجوديت اسلام تهديد نمى‌شد و على را مجال شمشير برافراشتن بود، هيچ پرده جهل و كفر و نفاقى بر هيچ چشم و دلى نادريده نمى‌ماند.

اما با اين دو مصيبت عُظمى ـ خانه‌نشينى خورشيد و سياه‌دلى مردم ـ اسلام غريب شد و آرام آرام آن دشنه‌ها كه در كارگاه انكار غدير، ساخته و پرداخته شده بود، از نيام خباثت درآمد و مهياى قتل آل الله شد. با اولين ضربه، عرش و فرش به لرزه درآمد، فرق اميد شكافته گشت و خون يأس، محراب مظلوميت را پوشاند. با دومين ضربه، امام حسن و با سومين و چهارمين ... امام حسين عصاره مظلوميت تاريخ به خون نشست و منكران غدير و خفاشان ولايت گريز، حضور ممتد و مستمر شب را جشن گرفتند.

|+|
نوشته شده توسط سيد هاشم در سه شنبه دهم دی 1387 و ساعت
اگر غدیر فراموش نمی شد، عاشورا پدید نمی آمد 

 

با توجه به فرارسيدن عید ولایت، بزرگترین عید شیعیان ، علاوه بر تبریک این عید سعید بر تمامی دوستان و آشنایان ، لازم دانستم سوالاتی را در این باره از دو سایت معتبر خدمتتان ارائه کنم:

 

چرا با وجود اين همه دليل مبني بر خلافت امير المؤمنين عليه السلام ، خلافت به آن حضرت نرسيد؟

اگر مراد رسول خدا (صلي الله عليه و آله) از حديث غدير ، ولايت امير مؤمنان (عليه السلام) بود ، چرا در سقيفه به آن احتجاج نشد؟

 

آيا علماي اهل سنّت كلمه «مولي» در حديث غدير را به معناي امام و خليفه معني كرده اند؟

 

اگر منظور رسول خدا (صلي الله عليه و آله) از حديث غدير، امامت امير مؤمنان (عليه السلام) بود، چرا صحابه دچار اختلاف شدند؟

 

آيا آيه «بلاغ» شامل تمام آنچه بر پيامبر (صلي الله عليه و آله) نازل شده، مي‌شود يا اختصاص به تبليغ ولايت امير مؤمنان (عليه السلام) دارد؟

 

آيا امير المؤمنين عليه السلام به حديث غدير احتجاج كرده است؟

 

چرا حضرت علی(عليه السلام) مسأله خلافت خود را بر کفن و دفن پیامبر مقدم نکرد؟

 

به چه دلیل کلمه مولی به معنای سرپرست است؟

 

چرا حضرت علی(عليه السلام) مسأله خلافت خود را بر کفن و دفن پیامبر مقدم نکرد؟

 

چرا پیامبر (صلي الله عليه و آله) برای ابلاغ ولایت حضرت علی (عليه السلام) بیابانِ غدیر خم را انتخاب کرده اند و در همان حج این کار را انجام نداده اند؟

 

سایت های مرتبط با امام علی علیه السلام و غدیر

 

 بعد واقعه غدیر پیامبر (صلي الله عليه و آله) برای تثبیت خلافت علی (عليه السلام) چه کارهایی کرده بود ؟ و چرا انصار در کنار دیگران به مخالفت با اوامر پیامبر (صلي الله عليه و آله) برخاستند؟

 

و

سوالات یکی از طلاب حوزه علمیه اهل سنت از استاد خویش  (با تشكر از علی سلیمانی به خاطر یاد آوری این مطلب).

 

|+|
نوشته شده توسط سيد هاشم در جمعه بیست و نهم آذر 1387 و ساعت
آیا احمد بن حنبل مشرک بوده است؟! 

وهابیها (نه اهل سنت واقعی) به تبع از بزرگ خودشان ابن تیمیه، هر کسی را که به مُرده ، و یا به قبر او تبرک جوید، مشرک می دانند.

اما فتواي احمد بن حنبل:

ابن العلا روايت مي كند كه از احمد بن حنبل در مورد بوسيدن قبر و منبر نبي اكرم (صلی الله علیه [وآله] و سلم) سؤال شد، گفت: اشكالي ندارد. اين سخن وي را به ابن تيميه رساندم و او بسيار تعجب كرد و گفت: از احمد تعجب مي كنم اين سخن نزد من بسيار بزرگ است!                     (وفاء الوفاء 4: 1414)

سوال این است:

چرا ابن تيميه فتوا به شرك احمد بن حنبل نداده است؟!

|+|
نوشته شده توسط سيد هاشم در یکشنبه نوزدهم آبان 1387 و ساعت
امام علي(علیه السلام ) عين الله و يدالله  

علامه اميني (ره) (عالم بزرگ معاصر، صاحب كتاب ارزشمند الغدير) در يكي از سفرها در مجلسي شركت كرد، يكي از علماي اهل تسنّن به او گفت:

« شما شيعيان در مورد حضرت علي ـ عليه السّلام ـ غلو و زياده‌روي مي‌كنيد، مثلاً او را با لقب «يَدُالله»، «عَيْنُ الله» (دست خدا، چشم خدا) و... مي‌خوانيد، توصيف صحابه، تا اين حد، نادرست است.»

علاّمه بي‌درنگ جواب داد:اگر عمر بن خطاب، علي ـ عليه السّلام ـ را با چنين القابي خوانده باشد، چه مي‌گوييد؟

 او گفت: سخن عمر براي ما حجت است.

علامه اميني در همان مجلس، يكي از كتاب‌هاي اصيل اهل تسنّن را طلبيد، آن كتاب را حاضر كردند، علامه آن را ورق زد، صفحه‌اي از آن را گشود كه در آن صفحه اين حديث آمده بود:

«مردي به طواف كعبه اشتغال داشت، در همانجا به زن نامحرمي، نگاه نامشروع كرد، حضرت علي ـ عليه السّلام ـ او را در آن حال ديد، با دست، ضربه به صورت او زد و به اين ترتيب او را مجازات كرد. او در حالي كه دستش را بر صورتش نهاده بود و بسيار ناراحت بود، به عنوان شكايت از علي ـ عليه السّلام ـ، نزد عمر بن خطاب آمد، و ماجرا را گفت.

عمر در پاسخ او گفت: قد راي عين الله و ضرب يدالله: «همانا چشم خدا ديد و دست خدا زدكنايه از اينكه: چشم علي ـ عليه السّلام ـ آنچه مي‌بيند خطا نمي‌كند، زيرا چشم او چشمي است كه آميخته با اعتقاد به خدا است و چنين چشمي، اشتباه نمي‌كند، و دست علي ـ عليه السّلام ـ نيز جز در راه رضاي خدا حركت نمي‌نمايد. سؤال كننده وقتي كه اين حديث را ديد مطلب را دريافت، و قانع شد. (یكصد و يك مناظره، محمّد محمّدي اشتهاردي، ص 197)

 

و چه مظلوم است مردی که اینچنین او را می شناسند

و بر فضائل انکار ناپذیرش اعتراف می کنند

اما ناجوانمردانه حقش را غصب می کنند و ....

 

|+|
نوشته شده توسط سيد هاشم در یکشنبه بیست و سوم تیر 1387 و ساعت
داستانی جالب و حکمت آمیز  

حضرت آیت الله العظمی بهجت نقل می کند:

چند نفر از علماى عامّه كه معتقد بودند شيخين از ظلم خود به حضرت فاطمه ـ عليهاالسّلام ـ توبه كرده بودند، از بغداد به كربلا آمده بودند تا با علماى شيعه بحث و مناظره كنند.
يك نفر شبانه نزد آخوند دربندى ـ رحمه اللّه  ـ رفت و جريان را به اطلاع ايشان رسانيد. ايشان همان شب در مجلسى كه علما در آن اجتماع كرده بودند، به بالاى منبر تشريف برد و فرمود: «أَللّهُمَّ الْعَنِ الاْءَوَّل!»
علماى عامّه بسيار ناراحت شدند. ايشان بعد از مدتى فرمود:

«أَسْتَغْفِرُ اللّه .»
طولى نكشيد فرمود: «أَللّهُمَّ الْعَنِ الثّانِى!»
دوباره استغفار كرد. باز فرمود: «أَللّهُمَّ الْعَنْ فُلانَة!» بار سوم استغفار كرد و از منبر پايين آمد و از مجلس خارج شد.

|+|
نوشته شده توسط سيد هاشم در سه شنبه بیست و یکم خرداد 1387 و ساعت